اهل البيت

اسلامي احاديث خطب ادعية
 
الرئيسيةاليوميةس .و .جبحـثالأعضاءالمجموعاتالتسجيلدخول

شاطر | 
 

 غرر الحكم جلد اول

اذهب الى الأسفل 
كاتب الموضوعرسالة
Admin
Admin
avatar

المساهمات : 647
تاريخ التسجيل : 21/04/2016

مُساهمةموضوع: غرر الحكم جلد اول   الإثنين يوليو 25, 2016 11:11 am

بسم الله الرحمن الرحيم
حرف «الألف»
باب الابل (شتر)
1 1- اطلبوا الخير فى اخفاف الابل طاردة و واردة. 2 255 خير و بركت را در پاهاى شتر بجوييد آن گاه كه مى‏رود و آن گاه كه باز مى‏گردد.
باب الايثار
(از خود باز گرفتن و به ديگران دادن) 2 1- الايثار فضيلة. 1 39 ايثار (برگزيدن ديگران بر خود) فضيلت و برترى است.
3 2- الايثار اشرف الاحسان. 1 107 ايثار شريف‏ترين نيكوكارى است.
4 3- الايثار شيمة الابرار. 1 159 ايثار خوى نيكان است.
5 4- الايثار غاية الاحسان. 1 215 ايثار نهايت نيكوكارى است.
6 5- الايثار أشرف الكرم. 1 228 ايثار شريف‏ترين بزرگوارى است.
7 6- الايثار أعلى الاحسان. 1 235 ايثار والاترين نيكوكارى است.
8 7- الايثار اعلى المكارم. 1 242 ايثار والاترين صفات انسانى است.
9 8- الايثار أفضل عبادة و أجلّ سيادة. 1 300 ايثار برترين عبادت و بزرگترين آقايى است.
10 9- الايثار اعلى مراتب الكرم و
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 28
افضل الشّيم. 1 372 ايثار برترين مرتبه‏هاى بزرگوارى و بالاترين خلق و خوى انسانى است.
11 10- الايثار أحسن الاحسان و أعلى مراتب الايمان. 2 31 ايثار بهترين نيكوكارى‏ها و والاترين مرتبه‏هاى ايمان است.
12 11- الايثار سجيّة الأبرار و شيمة الاخيار. 2 164 ايثار شيوه نيكان و خلق و خوى برگزيدگان است.
13 12- ايّاك و الاستيثار بما للنّاس فيه اسوة، و التّغابى عمّا وضح للنّاظرين فانّه مأخوذ منك لغيرك. 2 317 سخت بپرهيز از اين كه آنچه را مردم در آن يكسان بهره دارند براى خود برگزينى، و اين كه خود را از آنچه براى هر بيننده آشكار گرديده به غفلت وا دارى و به خود اختصاص دهى، كه آن از تو گرفته و به ديگرى داده خواهد شد.
14 13- افضل السّخاء الايثار. 2 378 برترين جود و بخشش ايثار است.
15 14- احسن الكرم الايثار. 2 382 نيكوترين بزرگوارى ايثار است.
16 15- بالايثار يسترقّ الاحرار. 3 199 با كمند ايثار، آزادگان به بردگى در آيند.
17 16- بالايثار يستحقّ اسم الكرم.
3 216 به وسيله ايثار آدمى شايسته نام بزرگوارى است.
18 17- بالايثار على نفسك تملك الرّقاب. 3 227 به وسيله ايثار و برگزيدن ديگران بر خود آنان را فرمانبر خويش گردان.
19 18- خير المكارم الايثار. 3 421 بهترين صفات انسانى ايثار است.
20 19- عند الايثار على النّفس تتبيّن جواهر الكرماء. 4 326 در هنگام ايثار ديگران بر خويشتن گوهر مردمان بزرگوار آشكار گردد.
21 20- غاية المكارم الايثار. 4 371
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 29
نهايت بزرگوارى‏ها ايثار است.
22 21- كفى بالايثار مكرمة. 4 578 براى بزرگوارى انسان ايثار بس است (و براى رسيدن به بزرگى كافى است كه خوى ايثار در آدمى پديد آيد).
23 22- من آثر على نفسه بالغ في المروّة. 5 255 كسى كه ديگران را بر خود برگزيند به كمال جوانمردى رسيده است.
24 23- من آثر على نفسه استحقّ اسم الفضيلة. 5 380 كسى كه ديگرى را بر خود مقدّم دارد شايسته نام فضيلت و برترى است.
25 24- من آثرك بنشبه فقد اختارك على نفسه. 5 460 كسى كه در مال خود بر تو ايثار كند تو را بر خويش برگزيده (و شايسته نام ايثارگرى است).
26 25- من أفضل الاختيار التّحلّى بالايثار. 6 44 از برترين انتخابها آن است كه آدمى خود را به زيور ايثار بيارايد.
27 26- من أحسن الاحسان الايثار.
6 34 از نيكوترين احسانها ايثار است.
28 27- لا تكمل المكارم إلّا بالعفاف و الايثار. 6 396 بزرگوارى كامل نگردد جز به پاكدامنى و ايثار.
29 28- أعلى مراتب الكرم الإيثار.
2 392 والاترين مرتبه‏هاى كرم و بزرگوارى ايثار است.
30 29- خير النّاس من كان في عسره مؤثرا صبورا. 3 435 بهترين مردم كسى است كه در تنگدستى ايثارگر و پر شكيب باشد.
باب الاثم (گناه)
31 1- من لوازم الورع التّنزّه عن الآثام. 6 26 از لوازم پارسائى پاكدامنى از گناهان‏
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 30
است.
32 2- ما ظفر من ظفر الاثم به. 6 61 پيروز نيست آن كس كه گناه بر او چيره گشته است.
33 3- نيل الجنّة بالتّنزّه عن المآثم.
6 170 به دست آوردن بهشت با پاكدامنى از گناهان است.
34 4- لا تصرّ على ما يعقب الاثم.
6 275 پا فشارى مكن بر چيزى كه گناه را به دنبال دارد. 35 5- لا ورع كتجنّب الآثام. 6 364 هيچ پارسايى همچون پرهيز از گناهان نيست.
36 6- لا مروّة كالتّنزّه عن المآثم. 6 377 هيچ جوانمردى مانند پاكدامنى از گناهان نيست.
باب الاجل (مرگ، زمان)
37 1- الرّحيل وشيك. 1 45 كوچ از دنيا نزديك و شتابان است.
38 2- الاجل يصرع. 1 45 مرگ آدمى را در اندازد.
39 3- الاجل جنّة. 1 48 مدت مقرّر عمر، سپرى است كه انسان را نگه مى‏دارد.
40 4- الاجل حصن حصين. 1 133 مدت عمر مقرّر، دژى استوار و محكم است.
41 5- الآجال تقطع الآمال. 1 153 فرا رسيدن زمان مرگ، آرزوها را قطع كند (و ميان آدمى و آرزوهايش جدايى افكند).
42 6- الاجل يفضح الامل. 1 167 با رسيدن مرگ آرزو رسوا شود.
43 7- الاجل حصاد الامل. 1 167 مرگ، درو كننده آرزو است.
44 8- الا و انّكم في ايّام امل من ورائه‏
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 31
اجل، فمن عمل في ايّام امله قبل حضور اجله نفعه عمله و لم يضرره اجله. 2 335 آگاه باشيد كه شما در روزهاى آرزويى بسر مى‏بريد كه پيامد آن مرگ است، و هر آن كس كه در روزهاى آرزو و پيش از رسيدن مرگش كارى انجام دهد، آن كار سودش دهد و مرگش زيانى به او نرساند.
45 9- أقرب شي‏ء الاجل. 2 383 نزديك‏ترين چيزها مرگ است.
46 10- اصدق شي‏ء الاجل. 2 371 درست‏ترين و راست‏ترين چيزها مرگ است (كه هيچ ترديدى در آمدن آن نيست).
47 11- انّ اولياء اللّه تعالى كلّ مستقرب اجله مكذّب امله، كثير عمله قليل زلله. 2 545 به راستى كه دوستان خداى تعالى آنهايى هستند كه مرگ خود را نزديك و آرزوى خود را دروغ بدانند، آنكه كار و عملش بسيار و لغزشش اندك باشد.
48 12- انّ المرء يشرف على امله فيقطعه حضور اجله، فسبحان اللَّه لا امل يدرك و لا مؤمّل يترك. 2 554 به راستى كه آدمى نزديك شود به رسيدن به آرزوى خود كه ناگهان مرگش فرا مى‏رسد و او را از رسيدن به آرزو جدا مى‏كند، منزّه است خدا كه در اين صورت نه به آرزويى رسيده و نه آرزومندى به جاى مانده.
49 13- إذا بلغتم نهاية الآمال فاذكروا بغتات الآجال. 3 120 هر گاه به پايان آرزوها رسيديد، مرگ‏هايى را به ياد آوريد كه ناگهان در رسند.
50 14- إذا حضرت الآجال افتضحت الآمال. 3 120 هنگامى كه مرگ‏ها فرا رسند آرزوها رسوا شوند.
51 15- آفة الامل الاجل. 3 112 آفت آرزو، مرگ است.
52 16- آفة الآمال حضور الآجال.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 32
3 110آفت آرزوها، فرا رسيدن مرگ‏ها است.
53 17- جعل اللَّه لكلّ شي‏ء قدرا و لكلّ قدرا اجلا. 3 369 خداوند براى هر چيزى اندازه‏اى و براى هر اندازه‏اى نيز زمانى را مقرّر فرموده.
54 18- صدق الأجل يفصح كذب الأمل. 4 215 راستى و درستى مرگ و قطعى بودن آن دروغ بودن آرزو را آشكار سازد.
55 19- عند حضور الاجال تظهر خيبة الامال. 4 322 در هنگام فرا رسيدن مرگ‏ها زيانبار بودن آرزوها نمايان گردد.
56 20- عند هجوم الاجال تفتضح الأمانى و الآمال. 4 322 هنگام شبيخون مرگ‏ها، آرزوها رسوا شود.
57 21- في كلّ لحظة اجل. 4 396 در هر لحظه‏اى أجلى است (كه ممكن است در همان لحظه اجل فرا رسد).
58 22- قد غاب عن قلوبكم ذكر الآجال، و حضرتكم كواذب الآمال.
4 480 ياد مرگ از دلهاتان رخت بر بسته، و آرزوهاى دروغين نزد شما جاى گرفته.
59 23- كلّ مؤجّل يتعلّل بالتّسويف.
4 540. اهل دنيا هر چيز مدّت دارى را به امروز و فردا كردن بهانه جويى كنند و به تأخير اندازند. 60 24- كلّ آت قريب. 4 530 هر آينده‏اى (مانند مرگ) نزديك است.
61 25- كم من مسوّف بالعمل حتّى هجم عليه الاجل. 4 552 چه بسيار انسانى كه براى انجام عمل امروز و فردا كند تا ناگهان مرگ بر او شبيخون زند.
62 26- كفى بالاجل حارسا. 4 574
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 33
مدت مقرّر عمر براى نگهبانى آدمى بس است (كه تا سر نرسد آدمى از دنيا نرود).
63 27- لكلّ اجل كتاب. 5 10 هر أجل و مدتى را (از مرگ و غير آن) نوشته‏اى است (كه قلم تقدير بر آن رقم خورده).
64 28- لكلّ اجل حضور. 5 12 هر مرگى را حضورى است، و سرانجام روزى فرا رسد.
65 29- من راقب اجله قصّر أمله. 5 193 كسى كه نگران مرگش باشد آرزويش را كوتاه گرداند.
66 30- لكلّ احد سائق من اجله يحدوه. 5 20 أجل و مرگ هر يك از انسانها راننده‏اى است كه او را به سوى مرگ مى‏راند و به جلو مى‏برد.
67 31- لو ظهرت الاجال لافتضحت الامال. 5 112 اگر مرگ‏ها آشكار گردد آرزوها رسوا شود.
68 32- لو فكّرتم في قرب الاجل و حضوره لامرّ عندكم حلو العيش و سروره. 5 114 اگر در نزديكى مرگ و فرا رسيدن آن انديشه مى‏كرديد قطعا شيرينى زندگى و خوشى آن در كام شما تلخ مى‏شد.
69 33- لو رأيتم الأجل و مسيره لأبغضتم الأمل و غروره. 5 114 اگر سر رسيد مرگ و مسيرش را ببينيد آرزو و فريبكارى آن را دشمن و مبغوض مى‏داريد.
70 34- من استقصر بقاءه و اجله قصر رجاءه و امله. 5 375 كسى كه ماندن در دنيا و أجل خود را كوتاه بداند، اميد و آرزويش كوتاه شود.
71 35- من الاجال انقضاء الساعات.
6 9 گذشتن ساعتها از فرا رسيدن زمان مرگ خبر دهد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 34
72 36- ما اقرب الاجل من الامل. 6 57 چقدر نزديك است زمان فرا رسيدن مرگ به آرزو.
73 37- ما اقطع الاجل للامل. 6 58 چه برنده است أجل براى اميد و آرزو (كه با رسيدن آن آرزوها قطع گردد).
74 38- ما أنزل الموت منزله من عدّ غدا من اجله. 6 88 در جايگاه خود فرود نياورده مرگ را كسى كه فردا را از عمر خود بشمار آورد.
75 39- ما عسى ان يكون بقاء من له يوم لا يعدوه، و طالب حثيث من أجله يحدوه. 6 111 چه اميدى به ماندن دارد كسى كه بالاخره روزى را در پيش دارد كه از آن نگذرد، و مرگش در آن روز فرا رسد، و خواهان شتابانى از اجل خود را از پى دارد كه او را دنبال كند.
76 40- نعم الدّواء الاجل. 6 160 فرا رسيدن مرگ داروى خوبى است.
77 41- نفس المرء خطاه الى اجله.
6 170 نفسهاى آدمى گامهايى است كه به سوى مرگ بر مى‏دارد.
78 42- لا جنّة اوقى من الأجل. 6 377 سپرى، نگه دارنده‏تر از اجل و مدت مقرر نيست.
79 43- لا شي‏ء اصدق من الاجل.
6 382 چيزى از رسيدن مرگ راست‏تر نيست.
80 44- رحم اللَّه امرأ بادر الاجل، و احسن العمل لدار اقامته و محلّ كرامته. 4 43 خدا رحمت كند كسى را كه پيشى گيرد بر اجل، و نيكو كند عمل خود را براى سراى جاويدان و جايگاه كرامت خويش.
81 45- رحم اللَّه امرء قصّر الامل، و بادر الاجل، و اغتنم المهل، و تزوّد من العمل. 4 43 خدا رحمت كند كسى را كه آرزو را كوتاه كند و بر اجل خويش پيشى گيرد، و فرصت را مغتنم شمرد، و از عمل توشه‏
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 35
برگيرد.
82 46- سابقوا الاجل فانّ النّاس يوشك ان ينقطع بهم الامل فيرهقهم الاجل.
4 151 پيشى گيريد بر مرگ كه به راستى نزديك است كه اميد از مردم بريده شود، و مرگ ايشان را دريابد.
83 47- كلّما قاربت أجلا فأحسن عملا.
4 618 به هر اندازه به مدّتى نزديك شوى به همان نسبت عملى نيكو انجام ده.
84 48- من دنا منه أجله لم تعنه حيله. 5 376 كسى كه مرگش نزديك شود، چاره و حيله‏هايش او را يارى نكند (و به كارش نيايد).
85 49- مع السّاعات تفنى الآجال.
6 121 با گذشت ساعتها عمرها فانى گردد.
86 50- جعل اللَّه لكلّ عمل ثوابا، و لكلّ شي‏ء حسابا، و لكلّ اجل كتابا. 3 370 خداوند براى هر عملى، پاداشى و براى هر چيز، حسابى و براى هر اجلى و مرگى نوشته‏اى قرار داده است.
باب التّأخير (پس انداختن كار)
87 1- تأخير الشّرّ افادة خير. 3 315 پس انداختن كار بد، خير و خوبى را سود دهد (زيرا چه بسا سبب شود كه آن كار بد انجام نشود).
88 2- ليس من عادة الكرام تأخير الإنعام. 5 81 رسم بزرگان نيست كه انعام و بخشش را به تأخير اندازند.
89 3- من كمال الحلم تأخير العقوبة.
6 24 به عقب انداختن كيفر نشانه كمال حلم و بردبارى است.
90 4- لا تؤخّر انالة المحتاج الى غد فانّك لا تدرى ما يعرض لك و له في غد. 6 315 عطا كردن به نيازمند را به فردا مينداز و
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 36
همين امروز انجام ده چون نمى‏دانى فردا بر سر تو و او چه خواهد آمد و چه بسا موفق به اين كار نشوى.
باب الآخرة و الترغيب اليها
(سراى جاويدان و ترغيب بدان) 91 1- الآخرة فوز السّعداء. 1 183 آخرت، سراى رستگارى نيك بختان است.
92 2- اشتغالك باصلاح معادك ينجيك من عذاب النّار. 1 385 سرگرمى تو به اصلاح روز واپسين خود، تو را از عذاب دوزخ رهايى بخشد.
93 3- الرّابح من باع العاجلة بالآجلة.
1 386 سود برنده در بازار دنيا آن كسى است كه دنياى حاضر را به آخرتى كه به دنبال آيد بفروشد.
94 4- المال و البنون زينة الحياة الدّنيا و العمل الصّالح حرث الآخرة.
2 62 دارايى و پسران، زيور زندگى دنيا است، و كار شايسته نيز كشت و زراعت آخرت مى‏باشد.
95 5- احوال الدّنيا تتبع الاتّفاق و احوال الآخرة تتبع الاستحقاق. 2 116 دگرگونى‏هاى دنيا بر حسب اتفاق است و از روى شايستگى و استحقاق نيست، ولى احوال آخرت به شايستگى افراد و انسانها بستگى دارد.
96 6- الحازم من لم يشغله غرور دنياه عن العمل لاخراه. 2 104 دور انديش كسى است كه دنيا از عمل براى آخرت او سرگرمش نكند.
97 7- الآخرة دار مستقرّكم فجهّزوا اليها ما يبقى لكم. 2 121 سراى آخرت خانه ماندنى شما است پس آنچه را برايتان ماندنى است براى آنجا تهيّه كنيد.
98 8- اجعل همّك و جدّك لآخرتك.
2 179 همه اندوه و تلاش خود را براى آخرت خود قرار ده.
99 9- اجعل همّك لمعادك تصلح.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 37
2 183 اندوه خود را براى روز واپسينت قرار ده تا اصلاح شوى.
100 10- استفرغ جهدك لمعادك تصلح مثواك، و لا تبع آخرتك بدنياك. 2 212 تلاش خود را براى روز واپسين خود فارغ و مخصوص گردان تا جايگاهت اصلاح شود، و آخرت خود را به دنيا مفروش.
101 11- اجعل همّك لآخرتك و حزنك على نفسك، فكم من حزين وفد به حزنه على سرور الابد و كم من مهموم أدرك امله. 2 230 اندوه خود را براى آخرتت و دلتنگى را براى نفس خود قرار ده، كه چه بسا غمگينى كه دلتنگى‏اش او را به شادمانى جاويدان در آورد، و چه بسا اندوهگينى كه اميد خود را دريابد.
102 12- اعرضوا عن كلّ عمل بكم غنى عنه، و اشغلوا أنفسكم من أمر الآخرة بما لا بدّ لكم
منه. 2 263 رو بگردانيد از هر كارى كه بى‏نياز از آنيد (مانند بسيارى از كارهاى دنيا) و سرگرم كنيد خود را به كار آخرت يعنى بدانچه چاره‏اى از آن كار نداريد و در آخرت بدان نيازمنديد.
103 13- احذروا يوما تفحص فيه الأعمال و تكثر فيه الزّلزال و تشيب فيه الاطفال. 2 285 بر حذر باشيد از روزى كه از كردارها و اعمال در آن روز بازجويى و جستجو شود، و لرزش زمين در آن بسيار باشد، و كودكان در آن روز پير شوند. 104 14- ايّاك ان تخدع عن دار القرار و محلّ الطيّبين الاخيار و الاولياء الابرار، الّتى نطق القرآن بوصفها و اثنى على اهلها، و دلّك اللَّه سبحانه عليها و دعاك اليها. 2 320 زنهار بپرهيز از فريب خوردن از بهشت يعنى خانه قرار و آرامش، و جايگاه‏
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ص 38
پاكيزگان برگزيده و دوستان نيكوكارى كه قرآن به وصف آن گويا شده، و ساكنان و اهل آن را ستايش نموده، و خداى سبحان تو را بدان راهنمايى كرده، و به سوى آن خوانده است.
105 15- ألا متزوّد لآخرته قبل ازوف رحلته. 2 329 آيا توشه گيرنده‏اى براى آخرت خود نيست پيش از آنكه كوچ كردنش نزديك شده باشد 106 16- اغنى النّاس في الآخرة أفقرهم في الدّنيا. 2 442 بى‏نيازترين مردم در آخرت آن كسى است كه در دنيا از ديگران نيازمندتر و فقيرتر باشد.
107 17- اوفر النّاس حظّا من الآخرة اقلّهم حظّا من الدّنيا. 2 442 افزون‏ترين انسانها در بهره روز واپسين، آن كسى است كه در دنيا بهره‏اش از ديگران كمتر بوده.
108 18- انّ من الشّقاء افساد المعاد.
الرجوع الى أعلى الصفحة اذهب الى الأسفل
معاينة صفحة البيانات الشخصي للعضو http://duahadith.forumarabia.com
 
غرر الحكم جلد اول
الرجوع الى أعلى الصفحة 
صفحة 1 من اصل 1

صلاحيات هذا المنتدى:لاتستطيع الرد على المواضيع في هذا المنتدى
اهل البيت :: الفئة الأولى :: الاحاديث والايات بالفارسي :: كتابة :: حديث-
انتقل الى: